۴-۱. نوعبندي گويشهاي ترکي

از دويست سال پيش به اين سوي خانواده­ي زبان­هاي ترکي «اورال آلتايي» به جهان علم شناسايي شده است. در آن سالها وقتي روس­ها به اشغال سرزمين­هاي سوئد مي­پردازند, امپراطور  سوئد از دولت عثماني براي دفع تجاوز روس­ها طلب کمک مي­کند.

پس از جنگ پولتوا, روابط اين کشور با دولت عثماني گسترش مي­يابد و فعاليتهاي ترکي پژوهي در آنجا شتاب مي­گيرد. در ميان نام­هاي ترکي پژوهان آن عصر به سه نام مهم فيليب تابرت Fillipp Tabbert, استراهلنبرگ Strahlenberg  ph.J.von و مسرشيمدت D.G.Messerschmidt برمي­خوريم.

در اين ميان, فيليب تابرت پيرامون زبان­هاي اقوام سيبري تحقيق مي­کند و مسرشميدت در سال ۱۷۳۰ بخش­هايي از متون کتيبه­هاي ترکي باستان موجود در سواحل «بئني سئي» را منتشر مي­سازد[1] و در همان سال استراهلنبرگ در استکهلم کتاب معروف خود موسوم به:

»Der Nard und Östliche Theli von Europa und Asia«

را انتشار داد. وي زبان­هاي ۳۲ قوم اروپاي شرقي و آسيا را در ۶ گروه زير طبقه­بندي کرد:

۴-۱-۱ گروه فين- اوگور Fin- Ugor يا ايگروفين İgro- Fin عبارت از زبان­هاي اقوام زير که از نسل ترکان هون بازمانده­اند.

الف. فيني, ب. مجاري, ج. وگولي, د. موردوايي, هـ. چره­ميشي, ز. وتياقي, ح. اوستياقي.

۴-۱-۲ گروه ترک- تاتار Türk- tatar شامل زبان­هاي:

الف. ترکي کريمه, ب. ترکي اوزبکي, ج. ترکي باشقوردي, د. ترکي قيرغيزي, هـ . ترکي ترکمني, و. ترکي تاتاري سيبري (ترکي توبولسک, ترکي تومن, ترکي تايه). ز. ترکي سکايي (ياقوتي). ح. ترکي چوواشي.

۴-۱-۳ سامو يئتي شامل زبان­هاي:

الف. سامويئتي (آرهان گلسکي, پئچورايي). ب. اوسياقي (سيبريايي, ناريني). ج. چولومي (يا اوسياق­هاي اومسک). د. زبان­هاي اقوام  سواحل يئني­سئي و لئنا و قطب شمال. هـ . تانگويي و منگزي. ز. زبان قانسي. ح. زبان قاووي.

۴-۱-۴ مغولي منچويي شامل زبان­هاي:

الف. مغولي- کالميکي. ب. تاتاري منچو- چيني. ج. تانگوتي.

۴-۱-۵ تونگوزي شامل هفت زبان:

الف. کاماسيني, ب. آريني, ج. آلتي تونگوزي, د. گئييلکي تونگوز, هـ . ايتلي تونگوزي, و. کورياکي, ز. کوريلي.

۴-۱-۶ خزري شامل شش زبان:

الف. چرکزي, ب. گرجي, ج. کوموکي, د. نوقايي, هـ . آواري, و. قوباچي.

طرح فوق که از سوي استراهلنبرگ انتشار يافت. اساس نظريه­ي زبان­هاي اورال آلتايي را تشکيل داد. اکنون که ۲۵۰ سال از انتشار اين نظريه سپري شده است, هنوز ميان زبانشناسان پيرامون آن بحث­هاي ضد و نقيضي وجود دارد.

نخستين بار دانشمند دانمارکي, راسموسک راسک Rasmusk Rask صد سال پس از استراهلنبرگ بر روي اين تئوري کارکرد و آن را تکميل ساخت. همزمان با او فرانس پوپ Frans Bopp دانشمند آلماني پيرامون خويشاوندي زبان­هاي اورال آلتايي به بحث پرداخت. پس از او رامستد Ramstedt, راسنن Rasanen, منگس Menges نيز سعي در اثبات خويشاوندي اين زبان­ها کردند. به دنبال آنان ترکي پژوهان نامبرداري چون بانک Bang, نمث Németh, کلاوزون Clauson و دورفر Doerfer به انکار خويشاوندي اين زبان­ها پرداختند و قرابت و شباهت ميان الفاظ و لغات را ناشي از داد و ستدهاي فرهنگي تاريخي فرض کردند.[2]

امروزه همه ساله کنفرانس علمي اورال آلتاي پژوهان در سطح جهان برگزار مي­شود.[3] فرجامين داده­ي علمي اين کنفرانس آن است که قرابت و خويشاوندي زبان­هاي اورال آلتايي با ويژگيهاي زير مورد توجه است:

۱. وجود قانون هماهنگي اصوات.

۲. ويژگي وندي بودن و وجود دو گونه وند: ۱- پي­افزوده­هاي تصريف اسم و ضمير و فعل. ۲. پي­افزوده­هاي واژه­ساز.

۳. همانندگي­هاي آوايي, ساختاري و نحوي.

۴. همساني در افعال و ضماير و اسم­هاي بنيادي.

در ميان دو گروه زبان­هاي اورالي و آلتايي, مساله­ي اثبات خويشاوندي زبان­هاي گروه دوم بطور جدي از سده­ي نوزدهم دنبال شده است. نخستين بار کاسترن M. A. Castrén با مقايسه­ي ضماير شخصي در زبان­هاي آلتايي خويشاوندي آن­ها را طرح کرد. وي در سال ۱۸۵۰ با عنوان

De Affixis Personalibus Linguarum Altaicarum

از رساله­ي دکتري خود در همين موضوع دفاع کرد. قرابت ضمائر شخصي زبان­هاي آلتايي از ديدگاه وي با طرح زير آغاز شد:

 

ترکي

من/ بن ben

سن sen

مغولي

بي bi

چي çi

تونگوزي

بي bi

شي şi

منچوري

بي bi

سي si

فيني

مينه minə

سينه sinə

 

اين قرابت در «افزوده­ها» بطور بارز به چشم مي­خورد. مثلاٌّ افزوده­هاي تصريفي برائي و رائي در هر دو زبان ترکي و مغولي i- و a/-e- است. همين گونه همساني و همانندي ساختار واژگاني گسترده­اي در ميان اين دو زبان به چشم مي­خورد که به چند مورد زير مي­توان اشاره کرد:

۱. همساني در تلفظ نام حيوانات مانند: اينک, ئوکوز, بوزاو, تکه, قويون, قوچ, قوزو,. . .

۲. همساني در تلفظ مفاهيم تجريدي مانند: گوج, گوجلو, قاتي, چاغ, ايل و. . .

۳. همساني در تلفظ نام رنگها مانند: گؤي, ساري, قارا, ياشيل و. . .

و نيز همساني در تلفظ اعداد و همانندي­هايي در تلفظ بسياري از کلمه­ها نظير Toyiq در مقابل تويوق, Samug در مقابل ساچ , Qulagu در مقابل قولاق , Omurugum در مقابل اوموز , خويشاوندي اين زبان­ها را به اثبات مي­رساند, چرا که اين ويژگي­ها ريشه­اي و باستاني است و نمي­تواند طبق نظر دورفر «تصادفي»[4] باشد. اين ويژگي­ها را نمي­توان کم اهميت دانست. زيرا که علاوه بر قرابت­هاي معنايي, الفاظ بنيادين  زبان که نمونه­هاي آن را در بالا داديم, عين همين هم تلفظ مي­شوند. گذشته از آن, همساني­هاي آوايي و ساختاري فراواني در زبان­هاي آلتايي وجود دارد که ن. پوپ N.Poppe در کتاب «دستور زبان تطبيقي زبان­هاي آلتايي»[5] به اثبات آن­ها پرداخته است.

پوپ در اين کتاب سه ويژگي مهم زير را به بحث مي­گذارد که در همة زبان­هاي آلتايي موجود است:

۱. حاکم بودن قانون هماهنگي آوايي. ۲- غناي واک­ها نسبت به آواک­ها. ۳- آغاز شدن واژه با دو آواک.

 ويژگي مهم ديگر «پي­افزوده» اي بودن اين زبان­ها است که فراوان در باب آن بحث  شده است. امروزه زبان­هاي اورال آلتايي را بر اساس نمودار زير بازشناسي مي­کنند.

                 الف. زبانهاي اورالي

 

 


 

                                 ساموئيني                                                       فيني- اوگوري 

                             

                                         

                     فيني شرقي اورالي    فيني شرقي بالتيکي      لاپي       مجاري           اوب اوگوري

 

                                                   ب: زبانهاي آلتاي

 

 

                     ژاپوني         کره­اي      منچو تونگوري      مغولي          ترکي

 

همانگونه که گفتيم بسياري از پي­افزوده­هاي ترکي با اندک تغيير آوايي در اين زبان­ها رايج است. مانند: پي­افزوده­ي ga/gə- که در همه­ي زبان­هاي مغولي, تونگوزي, لاپي با تلفظka/kə- به کار مي­رود.

اورال آلتاي­پژوهان, زبان ژاپوني را نيز يک زبان آلتايي به حساب مي­آورند. نخست اينکه ژاپوني خود يک زبان پي­افزوده­اي است و ساختار واژگان و شيوه­ي جمله­سازي آن نيز عين ديگر زبان­هاي آلتايي است. مثلاٌّ جمله­ي ترکي «کوچه ده گئدن آدامي گؤردوم.» در ژاپوني علاوه بر همانندي ساختاري داراي چنين ميزاني است:[6]

کوچه

Töri

ده

wo

گئدن

aruku

آدام

hito

- ي

wo

گؤردوم.

Mi/masi/ta

 

پي­افزوده­ي تصريفي

 

(acc.)

صفت فاعلي

 

(part.)

 

پي­افزوده­ي تصريفي

 

(acc.)

زمان گذشته ساده

حتي برخي از پي­افزوده­هاي ژاپوني منشأ ترکي دارد. نظير پي­افزوده­ي اندري[7] که هم در ترکي و هم در ژاپوني da/ də- است.

۴-۲. نوعبندي گويشهاي ترکي از ديدگاه کاشغري

محمود کاشغري اکنون بعنوان نخستين ترکي­پژوه تاريخ مورد توجه است. وي اولين کسي است که نوعبندي گويشهاي ترکي را مکتوب ساخته است و اکنون اين سند در دست ماست.

کاشغري ترکان را به ۲۰ تيره تقسيم مي­کند و در ميان گويشها و شيوه­هاي ترکي, عنوانهاي زير را مي­آورد:

قپچاقي, اوغوزي, يماکي, باشقوردي, باسميلي, قايي, يباکويي, تاتاري, قيرغيزي, چگلي, تخسي­يي, يغمايي, اوغراقي, چاروقي, چمولي, اويغوري, تانقوتي, ختايي, خلجي, خاقاني و جز آن.

 در بحث از اين گويشها, ويژگيهاي آنها را با امثله و شواهد ذکر مي­کند و علائق و آويزش­ها, مشترکات و وجوه افتراق اين گويشها را بيان مي­دارد.

نوعبندي وي را مي­توان به شکل زير طرح ريزي کرد:

۱. گونه­ي سليس و روان ترکي از آن تيره­هايي است که با فارس­ها در نياميخته­اند.

وي از تيره­هايي مانند سغدي, کنجاکي و آرغويي سخن مي­گويد و شيوه­ي سخن گفتن آنان را توصيف مي­کند و يا از شيوه­هاي ختني, تانقوتي و تبتي سخن مي­راند که با غيرترکان درآميخته­اند و سپس تحت سيطره­ي ترکان در آمده­اند.

۲. شيوه­ي تيره­هاي «جابرقا» که در دياري دوردست رايج است.

۳. شيوه­هاي اهالي چين و ماچين که مکتوبات خود را به خط ترکي مي­نويسند و گويش خاصي دارند.

۴. شيوه­هاي مردم يأجوج و مأجوج که آن را مجهول مي­نامد.

۵. شيوه­ي ناپسند و غير مرغوب اهالي ختن و تبت که ترکي را زيبا سخن نمي­گويند.

۶. شيوه­ي ناب اويغوري که ميان خود, گويش ويژه­اي نيز دارند و داراي الفبايي متشکل از ۲۴ حرف هستند. الفبايي ديگر دارند که از «بربرها» آموخته­اند.[8]

۷. شيوه­هاي قايي, يباکويي, تاتاري, باسميلي که باهم فرق مي­کند.

۸. شيوه­ي ترکي چمولي که آميختگي زياد دارد.

۹. شيوه­ي قيرغيزي.

۱۰. شيوه واحد ميان اوغوزان, تخسيان, يغمائيان, چگليان, اوغراقان و چاروقان که ناب و خالص است و شيوه­ي باشقورد که با گويش آنان نزديکي دارد.

۱۱. شيوه­ي ترکان پچنک در همسايگي ديار روم و شيوه­هاي ترکي بولغاران و سوواران که بسياري از تکواژها را به تحريف تلفظ مي­کنند.

۱۲. شيوه­ي ترکي بارسغان و طراز که نزديک به شيوه­ي سغدي است.

۱۳. گويش آرغويي که از اسفيجات تا بارسغان گسترده است.

۱۴. شيوه کنجاکي در برخي از نواحي کاشغر.

محمود کاشغري اين شيوه­ها و گويش­ها را ارزش گذاري نيز مي­کند.

طبق نظر او:

۱. ترکي اوغوزي ساده­ترين گويش ترکي است.

۲. صحيح­ترين شيوه­ها نيز شيوه­هاي تخسي و يغمايي است.

۳. شيوه­هاي مردم ايلا, ارتيش, يامار و ايتيل نيز ترکي صحيح و بهنجار است.

۴. زيبـاتـريـن و رساترين شيوه­ي سخن گفتن ترکي, «خاقانيه» است که «لهجه­ي کبار» محسوب مي­شود.



۱- رک. ح. م. صديق. يادمانهاي ترکي باستان, انتشارات نخلهاي سرخ, تهران. ۱۳۷۹.

۱. يادمانهاي ترکي باستان, پيشين, ص ۳۱.

[3] - Permanent  International Altaistic Conferance (PIAC).

[4] . Alexicostatistical Appraisal of the Altaic Theory: Central Asizatic Journal xııı (1969), p. 1-23.

[5] . N. Poppe. Vergleichende Grammatik der Altaischen Sprachen, 1960.

۱- مأخوذ از:

Aksan, Doğan. Her Yönüyle Dil- 1, TDK 1987, S.116

[7] - Locative.

۱- بسيم آتالاي آنان را «اويغوران کافر» مي­نامد و بروکلمان مي­گويد که منظور از بربرها, فارس­ها هستند. ما, همه جا آن را «تات» ترجمه کرديم.